قهرمان ميرزا عين السلطنه

1844

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

حرف ناصر الملك - كابينهء ليبرال افخم الدوله تا سه ساعت به غروب مانده دربخانه بود . مىگفت وزراء در قصر ابيض خلوت كرده مشورت مىكردند . اين گرفتاريهاى سرحدى ، اين قال مقال چند نفر مفسد طهران ، در اين موقع عقل و . . . « 1 » آنها را يكى كرده . همان پريروز در مجلس به وزراء خيلى بد گذشته . دور نيست اين كابينهء ليبرال ما كه به ميل آنها منتخب و برقرار شد از سختى و فشار ثانى وكلا استعفا كنند . نوكر بىجيره و مواجب طاقت آنقدر فحش شنيدن ، آن‌هم از دو طرف ندارد . ناصر الملك گفته بود ( در حضور جماعتى ) كه ما چوب هفت سر . . . « 2 » شده‌ايم نه دو سر . . . قپيهاى نظام الملك بيكار بوديم در سبزى ميدان درشكه رزين « 2 » خوبى نشسته به سمت نظاميه رفتيم كه چسب مسجد و مجلس است . افخم الدوله به مسجد رفت ، من نزد نظام الملك . شاهزاده معتضد السلطنه هم آنجا بود . معلوم شد او هم براى كسب اخبار و تماشا آمده . منصور الدوله پسرش را مسجد فرستاد . آقا باز پرحرفى مىكرد كه در حكومت طهران چنين كردم و در شيراز چنان . در صورتى كه من و معتضد السلطنه هم طهران و هم شيراز بوديم . در تبريز تا من بودم اين كارها نشد ! انجمن پرحرفها هم امروز از آقاى عماد السلطنه پاكتى رسيده بود كه گويا دماغى داشتند . مطالب بامزه داشت . از آن جمله : كاش انجمنى هم در طهران براى آدمهاى پرحرف منعقد مىشد و رياست آن به جناب نظام الملك و نيابتش را به شيخ سيف الدين و مديرى او را به حاجى افخم الدولهء خودمان واگذار مىكردند . افخم الدوله مىگفت به جاى همهء اينها همان امير الامراء را برقرار مىكردند كافى بود . عماد السلطنه عماد السلطنه خوب مطلب مىنويسد ، اگرچه خط خوبى ندارد . فرانسه بسيار خوب مىداند . شعر و تاريخ قديم و جديد را هيچ‌كس بهتر از او حفظ ندارد ، خصوصا تواريخ و ادبيات فرنگ را . جغرافى ، نجوم ، هيئت ، حساب ، هندسه همه را مىداند . گمان نمىكنم در طهران چهار پنج نفر مثل ايشان به اعلم و باسواد باشد . شاهد مدعاى من تصنيف و

--> ( 1 ) - نقطه‌چين در اصل است . ( 2 ) - درشكهء داراى چرخهاى لاستيكى ( مسعود سالور )